تبليغاتX
وبلاگ تخصصي درمان و متافيزيك

 

ريكي در واقع علم جهاني انرژي است كه بر اساس دو مشخصه قدرت و ثبات خود را به عرصه ظهور مي رساند و شما را از هر جا تا هر نقطه ممكن به واسطه قدرت گشترده اش حمايت مي كند.
سمبل هاي ريكي پس از اينكه در درون بصورت ذرات انرژي متمركز شده متششع مي شوند،بصورت قدرت زمينه ايي اتريك مورد بهره برداري قرار مي گيرند.
نيروي ريكي پس از عبور از ميان دستها و چشمها در جهت متعالي ساختن فرد گيرنده و يا به قولي در جهت شارژ او بصورت متراكم و متناوب مورد استفاده قرار مي گيرد.
سمبلهايي كه از ذهن نا خود آگاه و چاكراي تاج منشاء مي گيرند در صورتيكه ترتيب و توالي شان رعايت شود به صورت فرآيندي هماهنگ ، موثر و سريع عمل خواهند كرد.
البته ناگفته نماند كه در ريكي دو و سه بدون هماهنگي و توافق استاد ريكي سمبلها كارايي نخواهند داشت كه اين مساله ريكي را امري مقدس ابراز مي دارد تا مورد سوء استفاده قرار نگيريد.
اگر خواهان شفاي روح هستيد، بايد نخست ذهن را شفا بخشيد...
حال لازم است مقداري هم در رابطه با عملكرد ريكي بدانيم البته اين بحث گسترده است ولي به طور خلاصه مي‌توانيم بگوئيم كه زندگي ما انسانها از هفت موضوع شكل گرفته است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 15:45  توسط ميلاد حكيم | 

 

در اواخر 1800 پس از ميلاد، مردي به نام ميكائو اوسويي
متولد 1865 اين علم كهن كه نام ريكي
را به آن داد، دوباره كشف كرد. اين قضيه طبق گفته خانم
- تاكاتا اين چنين بود كه: دكتر اوسويي، راهب يك
مدرسه مسيحي در كياتوي ژاپن در حال تدريس بود كه يكي
از شاگردانش از او پرسيد آيا به شفاي مسيح معتقد است يا نه؟ قطعاً جواب او مثبت بود.
شاگرد، دليل و اثبات اين شفا را پرسيد ولي دكتر اوسويي چون آگاهي و اطلاعي نداشت، نتوانست جوابي بدهد.
همين سؤال ساده، زندگي دكتر اوسويي را تغيير داد و درونش را تكان داد كه اي كاش چگونگي اين شفا را مي‌دانست. براي درك شفاي مسيح، او تصميم گرفت در سرزمين مسيحيت در امريكا، تحقيق كند. بنابراين در دانشگاه شيكاگو ثبت نام كرد. در مدت 7 سال تحصيل در الهيات و آيين مختلف، او در مورد بودا و قدرت شفاي او چيزهاي زيادي ياد گرفت ولي هيچ جوابي نگرفت.
دكتر اوسويي براي ادامه تحقيقاتش به ژاپن برگشت. او از معابد بودايي ديدن كرد و از راهبان در مورد اينكه مي‌توانند شفا بدهند يا نه، سؤال كرد. ولي همة آنها تنها يك جواب مي‌دادند، آنها فقط روي مسائل معنوي تمركز مي‌كنند. در يكي از معابد او با راهب پيري ملاقات كرد كه به ياد مي‌آورد زماني راهبان مي‌توانستند شفا دهند ولي در حال حاضر، اين هنري گم شده و مفقود است. او به دكتر اوسويي پيشنهاد كرد كه آنجا بماند و در سوتراهاي ژاپني، به دنبال اطلاعاتي كه مي‌خواست بگردد.
بعد از سالها مطالعه در سوتراها و رسيدن به هيچ، دكتر اوسويي تصميم گرفت كه زبان چيني را ياد بگيرد. زبان چيني، زبان قديمي‌تري است و خيلي از سوتراهاي ژاپني از زبان چيني گرفته شده است. او سالهاي زيادي مطالعه كرد ولي باز به جوابي نرسيد.
تنها يك جاي ديگر مانده بود و آن سوتراهاي سانسكريت بود. او سانسكريت را ياد گرفت و شروع كرد به مطالعه اين سوتراها. بالاخره به جواب رسيد. در شفاي بودا و Lotus Sutras او رمز قاعده شفا را پيدا كرد. او به قدري از اين كشف به وجد آمده بود كه خيلي سريع دست يافته‌هايش را به راهب بزرگ داد. آنها هر دو تصميم گرفتند كه براي كشف و درك مفهوم و معني كامل اين اطلاعات، دكتر اوسويي به مراقبه بپردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 15:39  توسط ميلاد حكيم | 

 

عجایب هفتگانه به هفت بنای تاریخی اطلاق میشود که از لحاظ مهندسی بسیار پیشرفته و عظیم میباشد . این ابنیه به دستور اسکندر در زمان لشگر کشی به ایران توسط یک مورخ یونانی ثبت شد ثبت این ابنیه بیشتر جنبه سیاسی داشت و منظور آن نشان دادن قدرت اسکندر به جهانیان بود به همین دلیل فقط بناهای موجود در قلمرو یونان در این بین ثبت شدند و بناهایی مانند دیوار چین و تخت جمشید که بی شک یکه تازان بی رقیب صنعت ابنیه بودند در این لیست جایی ندارند ….

1- مقبره هالیکارناسوس

 در 4 قرن قبل از میلاد نه تنها بسیار پر ابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زیبایی با ستونها و مجسمه ها تزیین شده بود . سقف این مقبره با مجسمه هایی از اسبها تزیین شده بود اسبهایی که ارابه شاه ماسولوس و همسرش ملکه آرتمیسیا را می کشیدند . ارتفاع این مقبره مرمری به اندازه یک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر استراتژیکی دامنه کوه درست مشرف به هالیکارناسوس و خلیج آن بود . ملکه آرتمیسیا فرمان ساخت این مقبره را در هالیکارناسوس برای همسرش در 353 سال قبل از میلاد صادر کرد . ملکه این بنا را برای قدر دانی از همسرش ساخت و به این منظور بهترین هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران ایالتی معمولی در بین امپراطوری های عظیم ایرانی در 2300 سال پیش بود . ملکه آرتمیسیا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هالیکارناسوس دفن شد . این بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از میلاد بر اثر زلزله فرو ریخت .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 15:45  توسط ميلاد حكيم | 

آتلانتیس

سالها پیش از ما مردمی روی زمین زندگی میکردتد تمدنهایی که از آنها فقط افسانه هایی برای ما به یادگار مونده ...اما اقسانه ها ریشه در حقابق دارند شاید سالها قبل تمدنهایی روی زمین زندگی میکردند که خیلی از الان ما پیشرفته تر بودند هیچ به درستی نمی دونیم ساختمانهایی با عظمت باورنکردنی چطور در اون زمانها ساخته میشدند! یکی از چنین تمدنهایی که همیشه محقق ها رو امیدوار نگه داشته سرزمینی که ازش در کتابهای تاریخ مکرر یاد شده سرزمین رویایی کاوشگران آتلانتیس همیشه مورد توجه من بوده من معتقدم که بک روز این شهر در زیر آبهای اقیانوس کشف خواهد شد و تعجب همگان را بر خواهد انگیخت داستان از این قراره که در میانه اقیانوس محلی ما بین آمریکای لاتین و آقریقا جایی که الان فرسنگها آب کستره این مکان رو پوشونده روزی سرزمینی وجود داشت جزیره ای بزرگ که مردمی با تمدن و علم فوق العاده زندگی میکردند مردمی که از روی ستاره ها نقشه های اخترشناسی ایجاد میکردن مردمی که کاخهای چند طبقه میساختند ارتشی که نامش تن هر دشمنی رو به لرزه می انداخت دانشمندان منجم ها فیزیکدان ها زبان شناسان تجار و خلاصه هر قشری از مرد در این سرزمین زندگی میکردند اما یک روز ناگهان جزیره شروع کرد به سقوط و غرق شدن در پهنه اقیانوس و از تمدن عظیم اتلانتیس قثط نقشه های شهر و تعدادی اشیا و وسایل به یادگار موند ! بله اتلانتیس شهر زیبای افسانه ای شهری که سالها قرمانروای دریاها بود به راحتی نابود شد اما این داستان رو ما بارها شنیدیم شما هم همین طور خوب فکر کنید شما هم درباره این اتفاق زیاد شنیدید مادربزرگها بارها چنین داستانی رو برای بچه ها تعریف کردند به یاد دارید؟ داستان مردی که با کشتی از شهری در حال غرق شدن گریخت داستان مردی به نام نوح  این دو داستان میتونند بی ربط نباشند شاید شهر افسانه ای اتلانتیس همون شهر اشنای خودمون باشه که پبامبر بزرگ خداوند نوح (ع) با کشتی تاریخی خود اونجا رو ترک گفت و شهر برای همیشه در اقیانوس خشم خدا فرو رفت به هر حال تمدن ها روزی به اوج میرسن و روزی نابود میشوند شاید روزی مردمی داستان ما رو هم برای هم تعریف کنند داستان سرزمین هایی که در آتش بمب های اتمی و هبدروژنی از بین رفت و از اون فقط خرابه های برجها و پلهای سوخته باقی موند تا سالها بعد مردمی دیگر روی خاکستر های جنگ افسانه ای گندم بکارند و با شمشیر در روی زمین زندگی تازه ای بنا کنند چه کسی میدونه ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 15:38  توسط ميلاد حكيم | 

مثلث برمودا


امروز توی یه سایتی خوندم که یه قایق تفریحی یک جایی توی دریا ناپدید شده جایی که مدت زیادی کانون توجه همه علاقه مندان به مسابل عجیب بود سرزمینی که هنوز هم حرفهایی برای گفتن داره سرزمینی که هنوز ناشناخته باقی مونده جایی دور محلی به نام برمودا

مدتی بود مه هیچ خبری از برمودا نداشتم یعنی اتفاق خاصی نیافتاده بود ولی با شنیدن گم شدن قایق مسافرتی خاطراتم دوباره تازه شد وقتی یادمه یکی از اولین کتابهای جالبی که خوندم در باره مثلث برمودا بود داستان 5 فروند هواپیمای ارتش بریتانیا که بعد از چند پیغام کوتاه گم شدن و هنوز هم خبری از اونها نیست و مردی که بعد از بازگشت از برمودا هیچ خاطره ای یادش نمی اومد به جز اینکه هوای صافی دیده بوده

ولی هیچ وقت نتونستم برای خودم یک دلیل پیدا کنم که بتونم ماجرای برمودا رو توجیه کنم خیلی ها معتقدند که اونجا یک پایگاه نظامی سری وجود داشته البته این نظریه از بقیه نظر ها مستدل تره ولی یه اشکال به اون وارده داستان برمودا حتی در دهه هقتاد هم نقل شده وجود پایگاه نظامی با یک چنین قدرت استتاری خفنی ! به نظر محال میاد از مطالبی که من در سایت های خارجی مثل سایت یوفو (UFO) و سایت های مححققین فیزیکی خوندم این جوری به نظر میاد که همیشه یک چیز مشترک بوده خلبانان گزارش میدادند که هوا صافه پس سانحه نبوده پیام ها مدتی قطع میشده که امکان وجود یک میذان موجی رو تشدید میکنه و بعد از اون دیگه اثری از آثار قربانی وجود نداشته البته یکی به من میگفت که میدان موجی ردیابی میشه شاید . درسته منظور من چیزی شبیه اینه که بتونه اختلال ایجاد کنه اما بریم سراغ پایگاه خودمون اگر حدث ما درست باشه احتمال حضور یک پدیده دست ساز از همه چیز بیشتره اما دست ساز بشر؟ اسن نکته ای هست که فکر من رو مشغول کرده آیا چنین چیزی می تونه ساخته دست بشر باشه اون هم در 200 سال پیش؟ قضاوت با خود شماست...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 15:35  توسط ميلاد حكيم | 

ضمیر ناخود آگاه و خود آگاه انسان :
ضمیر انسان دارای دو قسمت است بهتر بگوییم که هر انسان دو ضمیر دارد . ضمیر خود آگاه و ضمیر نا خود آگاه ، آن قسمت ها و اعضایی از بدن که ما می توانیم آن را با اراده به حرکت درآوریم در محدوده و تحت تسلط ضمیر خودآگاه قرار دارد . زمانی که ما می خواهیم ضمیر آگاه غیر فعال شود و اعمال بدن با ضمیر ناخود آگاه اداره می شوند . در زمان خواب کلیه رفتارها و حرکات ما توسط ضمیر ناخود آگاه اداره و کنترل می شود . رویاهایی که در خواب مشاهده می کنیم ، توسط ضمیر ناخود آگاه بر انگیخته شده و جزئی از فعالیت های ضمیر نا خود آگاه به حساب می آید . ولی در زمان خواب ضمیر ناخودآگاه ما از خارج غیر قابل دسترسی است . بنابراین به صورت ضمنی و تقریبی می توانیم بگوییم که زمان خواب ضمیر ما درون آگاه تا حدود زیادی فعال می شود . هرقدر عمق خلسه بیشتر شود ، بدن بیشتر تحت اختیار ضمیر نا خودآگاه قرار می گیرد . در نتیجه خلسه هیپنوتیزمی ضمیر خود آگاه نه تنها تمام اعمال را تحت اختیار خود در می آورد که در گذشته ضمیر آگاه بر آنها تسط داشته بلکه تا حدودی برخی از وظایف ضمیر ناخوداگاه را نیز به عهده می گیرد و برخی از اعمال سیستم عصبی اتونوم یا غیر ارادی توسط آن اداره و کنترل می شود . یکی از عللی که برخی از بیماری ها و الگوهای رفتاری نامناسب در این شرایط توسط هیپنوتیزم درمانی معالجه می شوند ، همین خاصیت یا شرایط است . یک سوژه یا همان بیمار هیپنوتیزمی بیشتر تلقیناتی که به او ارائه می شود ، می پذیرد ، مگر آنکه با ارزشهای والای اعتقاد او شدیداً در تعارض باشد . در این شرایط ذهن آدمی قدرت تطابق زیادی نشان داده و بیشتر عمل بدن سوژه می تواند تا حدود زیادی با تلقینات هیپنوتیزور تعادل یا تغییر پیدا کند . حواس پنجگانه می تواند شدت و حد فوق العاده ای پیدا کند و یا از سوی دیگر با تلقین ضعیف یا متوقف گردد ، بطوری که سوژه نسبت به بسیاری از محرکهای درد تا اندازه ای بی توجه می شود که تنها همانند آن را می توان در شرایط بیهوشی مشاهده کرد .
ما همانی هستیم که می اندیشیم
آنچه از ما سر می زند از افکار ماست
ما با افکارمان جهان را می سازیم
واکنش مغز انسان در برابر حرف و تلقین :
1- کسانی که با ساختمان مغز و اعصاب آشنایی دارند برای حرف و تلقین ارزش فوق العاده ای قائل هستند . با حرف می توان غده مترشحه دهان و حتی سایر غده ها را تحریک کرد . با حرف می توان ایجاد ترس نمود ، یا ترس را از بین برد .
2- حرف و تلقین در حال هیپنوز اثر بسیار قوی تری دارد .
3- ترس ، اندوه ، اضطراب و بسیاری از عواطف منفی دیگر بوسیله حرف و تلقین اعم از حقیقی یا خیالی وارد مغز می شود ، و از طریق دستگاه سلسله اعصاب با ماهیچه ها به غده صنوبری فشار وارد می نماید و در نتیجه غده صنوبری ماده ای به نام اس – تی – اچ زائد بر احتیاج ترشح کرده و این ماده از طریق خون وارد سایر غدد و سایر اعضای بدن می شود و در نتیجه تولید ( و یا ایجاد ) بسیاری از انواع بیماری ها را می نماید .
4- کار زیاد ، محیط نامناسب ، فقدان تفریح و گردش ، استراحت کم ، غذا نخوردن و مشروبات الکلی ، سرما وگرما و عواملی نظیر آن نیز بر عضلات و اعصاب فشار وارد می آورد و ماهیچه ها همیشه به حالت انقباض درمی آید و سفتی ماهیچه ها بعلاوه سایر عوامل نیز بر همه اعضای بدن و غده صنوبری فشار وارد می نماید .
5- عواطف مثبت نظیر امید دادن ، ایجاد حالت نشاط ، عشق و محبت از طریق حواس وارد مغز می شود و غده صنوبری ماده ای به نام سی- تی- اچ ترشح می کند و در مقابل هورمون اس – تی – اچ تعادل برقرار و در نتیجه شخص درمان می شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 15:28  توسط ميلاد حكيم | 


شاید تا به حال بارها در مورد مسائلی مانند تله پاتی (telepathy) و ارتباطات غیر فیزیکی بین افراد شنیده باشید و یا این ضرب المثل قدیمی را که گفته اند دل به دل راه دارد حتی ممکن است گاهی برای خود شما نیز این موضوع پیش آمده باشد که درست در زمانی که به فکر فرد خاصی بوده اید یا قصد برقراری تماس با کسی را داشته اید خود فرد با شما تماس گرفته است و این موضوع باعث شادی و در عین حال تعجب شما شده باشد اما آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چنین کنش و واکنش هایی در اصل از کجا سرمنشا
می گیرند و آیا اینها مسائلی اتفاقی و خارج از کنترل اند یا می توان آنها را در حیطه قدرت بشری دسته بندی کرد ! برای پاسخ به این موضوع بد نیست با مفهوم سیستم هوشمند ارتباطات فراروانی آشنا باشید

 

سیستم هوشمند ارتباطات فراروانی

 

این سیستم که به Soul Connection Network معروف است سیستم ارتباطی درونی نوع بشر است ، این سامانه در واقع یک ابزار طبیعی ، پویا ، ذاتی و زنده مخصوص انسان است همه مردم روزانه از این ابزار ( خواه آگاهانه و یا ناآگاهانه ) استفاده می کنند البته عملکرد این سیستم عموماً در پس تمامی حسیات و آگاهیات فیزیکی در جریان است .

اگر بخواهیم تعریفی انتزاعی از نوع عملکرد این سیستم ارائه بدهیم باید بگویم ما هر روزه 24 ساعته با دیگر اعضای جامعه بشری از طریق این سیستم در ارتباط هستیم و از این شاهراه اطلاعات ، احساسات ، علوم و فنون ، آرزوها ، رویاها و حتی دردها و ناراحتی های خود را با دیگران به اشتراک می گذاریم ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:51  توسط ميلاد حكيم | 


وقايع كمي وجود دارند كه براي من جذاب تر از " تجربه ي بيرون از بدن " يا آنچنان كه تعريف شده astral travel باشند چه از لحاظ علمي و چه از لحاظ تجربي
 out-of-body experience مي تواند يك اجربه جذاب و متحير كننده باشد ...
اما يك توضيح كوچك كه out-of-body experience  چيست ! در واقع افرادي كه دچار اين وضع مي شوند در هنگام خواب صحنه متحير كننده اي خواهند ديد آنها بر بالاي  جسم خود قرار دارند و نظاره گر بدن خود و هر آنچه در اطراف آن ميگذرد هستند حتي گاهي اوقات اين افراد مي توانند به محيط اطراف نيز بروند و ساير افراد حاضر را نيز مشاهده كنند بسياري از كساني كه در چنين حالتي قرار گرفته اند ابتدا فكر مي كنند كه دچار مرگ شده اند و اين براي آنها بسيار وحشت آور خواهد بود اما در واقع  out-of-body experience  با  مرگ كاملاً متفاوت است حتي هنوز به درستي مشخص نيست كه اين وضعيت ناشي از يك حالت ماورايي است و يا ژايه علمي و فيزيكي دارد كلاً مي توان وضعيت هاي ممكن مشابه را اين گونه تعريف كرد

1- حالت ucid dream يا روياي آگاهانه : اين حالت كه به شخصه براي خود من زياد پيش آمده زماني است كه شما در خواب متوجه مي شويد كه در خواب هستيد البته قرار گرفتن در اين حالت و استفاده مناسب از اين حالت نياز به كمي آگاهي بيشتر دارد در اين حالت كارهاي زيادي است كه مي توانيد انجام دهيد اگر خواسته باشم بيشتر توضيح بدهم بايد اين وضعيت را اين گونه توصيف كنم . يك محرك خارجي مانند يك صدا يا تشعشع نور مي تواند تمركز كامل خواب شما را به هم بزند در اين حالت شما در وضعيت بين خواب و بيداري فرار خواهيد گرفت اما اين وضعيت بيشتر به سمت خواب تمايل خواهد داشت و شما دركي از محيط مادي اطراف خود نخواهيد داشت فقط متوجه مي شويد كه در يك محيط واقعي قرار نداريد شايد براي اولين بار اين وضعيت كمي گيج كننده و ناراحت كننده باشد چرا كه شما در محيطي واقع شده ايد كه هيچ فانون فيزيكي در آن صدق نمي كند و هيچ حالت پايداري در آن وجود ندارد به احتمال زياد زمان نوسان بسيار شديدي خواهد داشت و صحنه اي كه شما در آن واقع شده ايد به سرعت تغيير خواهد كرد در اين وضعيت شما سعي خواهيد كرد كه هر چه زود تر از خواب بيدار شويد و از اين وضعيت آشفته رهايي پيدا كنيد اما به شما توسيه مي كنم اگر در چنين حالتي قرار گرفتيد سعي در بيدار شدن نداشته باشيد ، تمركز كنيد اكنون شما تنها موجود واقعي اين محيط هستيد و تمام آنچه مي بينيد در درون ذهن شماست سعي كنيد بر ذهن خود مسلط شويد شايد اين كار كمي سخت باشد ( براي خود من اين كار همواره كار مشكلي بود ) اما با كمي دقت و تمركز انجام ميشود ، سعي كنيد زمان را ثابت نگه داريد به يك تاريخ خاص فكر كنيد به ذهن خود اجازه ندهيد كه زمان را در اختيار بگيرد اكنون بهترين فرصت ( وشايد آخرين فرصت ) براي شماست تا براي يك بار در زندگي ذهن خود را كاملاً در اختيار بگيريد در اين حالت شما مي توانيد هر كاري انجام بدهيد از سفر به كرات ديگر تا پرواز ير روي كوهستان ها براي شما امكان پذير خواهد بود احتمالاً احساس لذتي كه در اين لحظات خواهيد داشت را در عالم بيداري هيچ گاه تجربه نخواهيد كرد
يك پيش نهاد دوستانه دارم اگر در اين وضعيت قرار گرفتيد هر آنچه آرزو داردي انجام دهيد ، شايد در اين دنيا اين آخرين باري باشد كه فرصت ديدن آرزوهاي خود را خواهيد داشت
اين وضعيت معمولاً در بهترين قسمت داستان با شنيدن صدايي از بيرون تمام مي شود احتمالاً اگر كسي شما را از خواب بيدار كرده باشد بسيار از او ناراحت خواهيد شد چون معدود زماني كه براي تحقق محال ترين آرزوهايتان داشتيد را از شما گرفته است ... !

2- حالت برون فكني يا Astral travel : در اين حالت همان طور كه در بالا اشاره كردم شخص بدن خود و محيط اطراف خود را از بيرون خواهد ديد برون فكني تا جايي كه من  اطلاع دارم امري است واقعي كه از زمانهاي بسيار دور افراد بسياري آن را تجربه كرده اند و حتي براي بسياري به صورت يك امر اختياري امكان پذير بوده است تا جايي كه بسياري از اهل تصوف خلع روح از بدن را شرط لازم براي يك عارف مي دانسته اند و بسياري از عرفا اين كار را يك كار طبيعي و عادي خوانده اند در سالهاي اخير بر روي موضوع برون فكني تحقيقات زيادي انجام شده و تقريباً اين نتيجه حاصل شده كه برون فكني توسط بخشي از انسان صورت مي گيرد كه پايه مادي ندارد و جا از جسم به صورت مختار فعاليت مي كند و در اصولاً واقعيت هر فرد همين بخش غير مادي اوست ( البته ما به روح به همين عنوان كاملاً اعنقاد داريم و اين موضوع براي ما كاملاً آشنا و ملموس است اما در سراسر دنيا ماترياليست ها و افرايد كه اعتقادي به ماورا و روح ندارند در برابر اين تحقيقات شگفت زده شده اند ) البته برون فكني كه به صورت غير اختياري انجام مي پذيرد معمولاً مدت زمان كوتاهي دارد و طبق تحقيقات به عمل آمده عموماً با نوع خفيفي از سكته قلبي به نام Sleep Pralyse همراه است كه البته به ندرت خطر آفرين است

3- حالت سوم كه كمتر براي افراد عادي پيش مي آيد حالت تجربه نزديك به مرگ NED- Near Dead Experience است اين حالت معمولاً براي افرادي كه مورد اصابت گلوله قرار كرفته اند ، افرادي كه در حالت كما قرار داشتند و افرادي كه دچار ايست كامل قلبي شده اند رخ مي دهد چون اطلاع كافي در اين مورد ندارم فقط ترجمه اظهارات يكي از افرادي كه در اين وضعيت قرار داشته است را در اين قسمت درج مي كنم
 when I was 10 years old, I was nearly killed after being shot through the stomach with a hunting rifle. It was a bitter cold January day in northern Minnesota -- about 15-below zero (Fahrenheit). As I lay crumpled and bleeding on a frozen farm field crusted with icy snow, I suddenly lifted out of my body like a hand slipping out of a glove. Floating free like a duplicate ghost of myself, I felt a wondrous blissful calm -- a dynamic stillness that was yet electrifying and dazzling. On the ground I was dying, but floating above, I was hyper-alive! I was razor aware! I felt fantastically expanded! Also, to be suddenly released from the stunning, exploding pain which had shattered my being just seconds before was like the relief of salvation itself! But most of all, to find myself so obviously and clearly detached from the body which I previously thought was “all of me” was an astounding experience which changed my life forever
 زماني كه من ده ساله بودم نزديك بود در اثر اصابت گلوله يك تفنگ شكاري گشته شوم . يك روز سرد و تلخ در شهر مينسوتاي شمالي . هوا تقريباً 15 درجه فارنهايت زير صفر بود و من مچاله شده بر روي يك زيمن يخ زده افتاده بودم و در حال خون ريزي بودم كه ناگهان احساس كردم مثل دستي كه از دستكش بيرون كشيده شده باشد از بدن خود بيرين كشيده شدم ، آزادانه در شناور بودم مانند يك روح احساس آرامش عجيب و خوشايندي مي كردم يك آرامش پويا و يك حس لرزش و نوسان جزيي مثل عبور الكتريسيته بر روي زمين من داشتم مي مردم اما خودم اين بالا در حال پرواز بودم من بيش از پيش زنده شده بودم شديداً آگاه بودم به صورت تحير برانگيزي احساس بسط و گسترش مي كردم ناگهان احساس رهايي از همه چيز ميكردم بديهاً آشكار بود كه از بدني كه پيش از اين تصور مي كردم " تمام من " است جدا شده بودم اما هنوز اين من بودم اين تجربه يك شوك بزرگ بود كه زندگي مرا براي هميشه تغيير داد

After I died,suddenly,I delighted that My mind did not die. The most important thing is to not become confused by your new after death environment. The after death environment is very much like the dream world. At first, you may think you are dreaming. But soon, you will realize that the strange dream you are having never seems to end. You never wake up. That's how you can recognize that you are dead...

بعد از اين كه مرده بودم ناگهان متوجه شدم كه ذهن من هنوز نمرده است ، مهمترين چيز اين است كه از ديدن محيط اطراف خود گيج نشويد محيط بعد از مرگ چيزي است شبيه رويا و عام خواب ابتدا شما فكر مي كنيد كه داريد خواب مي بينيد اما به زودي متوجه مي شويد كه اين روياي غريب هيچ گاه تمام نخواهد شد شما ديگر بيدار نخواهيد شد اين گونه است كه متوجه مي شويد كه شما ديگر مرده ايد

البته به جز مواردي كه در اين دو متن اشاره شده مانند احساس پرواز ، احساس آرامش ، محيط رويايي و ... مواردي توسط افرادي كه در كما بودند گزارش شده كه در بين همه آنها مشترك بوده :
كشيده شدن بدن به سمت يك نقطه روشن در درون يك تونل تاريك احساس بي وزني و جذب به سوي مقصد ناشناس ، شنيده شدن صداهايي عجيب و ترسناك ، مشاهده افرادي نا آشنا و عموماً مبهم از جمله اظهارات افرادي است كه نجربه نزديك مرگ داشته اند

شايد فكر كنيد تمام اين موضوع يك داستان تخيلي بيشتر نيست شايد فكر كنيد كسي بعد از مرگ به دنيا بر نمي گردد شايد بسياري از افراد بگويند بعد از مرگي وجود ندارد تمام  آنچه هست همين است و بس اما گزارش آزمون نزديك مرگ در بين افراد آن قدر زياد است كه هيچ كس در هيچ زماني نمي تواند آن را نقض كند شايد خداوند مي هواهد باز هم به بشر بگويد بيشتر مراقب باش زمان تو بسيار محدود است بعد از تو، تويي باقي خواهد ماند بعد از تو من باقي خواهم بود و تو به سوي من خواهي آمد ...
چه دوست داشته باشيد چه نه ، چه بپذيريد چه تكذيب كنيد فرشته مرگ به هيچ كس اجازه بازگشت نخواهد داد تمام آن چيزي كه به عنوان تجربه مي شناسيم همان طور كه از نامش پيداست تجربه نزديك مرگ است نه خود مرگ اين تنها سفري است كه هيچ بازگشتي ندارد مراقب باشيد براي سفر چه مي بريد شايد امروز نوبت سفر شما باشد ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:46  توسط ميلاد حكيم | 


علم فراروانشناسي كه به بررسي پديده هاي ماورايي نشات گرفته از نيروي ناشناخته ذهن انسان مي پردازد نمونه جديد علومي است كه در گذشته در بين مردم به عنوان جادوگري شناخته مي شده است . در واقع اصول و قوانين همان است كه در دوره باستان وجود داشته و تنها راه كارهاي علمي و قواعد كار علمي نكات جديدي هستند كه به آن اضافه شده است و اين علم را از حالت شفاهي و تجربي به صورت مدرن و نكنيكال تبديل كرده است . در يك طبقه بندي كلي مي توان انواع پديده هاي مورد مطالعه فراروانشناسي را به دو دسته كلي تقسيم كرد :

دسته اول EPS

EPS  مخفف سه كلمه Extra Sensory Perception  به معناي كلي ادراك فراحسي مي باشد اين گونه پديده ها شامل مواردي مي باشند كه اصولاً دروني و بدون نمودارهاي خارجي مي باشند شايد بعضي از اين گونه پديده ها براي شما شناخته شده باشند

1

- مشاهده فرارواني (Remote Viewing)   يعني مشاهده اتفاقاتي كه در خارج از محدوده فيزيكي محلي ناظر قرار دارند از اين تكنيك به ميزان زيادي استفاده هاي نظامي و سياسي مي شود پرونده هاي پروژه (RV)  زماني جزو پروژه هاي كاملاً محرمانه وزارت دفاع آمريكا به حساب مي آمد . در واقع آمريكايي ها از افرادي كه مستعد انجام مشاهده فرارواني بودند براي مشاهده جبهه دشمن استفاده مي كردند چند سال پيش پرونده هاي مربوط به پروژخ RV مورد دستبرد قرار گرفت و به صورت كتاب تمرينات Remote viewing در معرض انتشار اينترتي قرار گرفت .

2- Remote Hearing   به معناي شنيدن اصواتي كه در خارج از محدوده فيزيكي شنونده قرار دارند

3- Astral Projection شرايطي است كه فردي به طور كامل به منطقه اي خارج از محدوده فيزيكي خود منتقل مي شود افرادي كه اين حالت را تجربه مي كنند معمولاً بدن خود را از زاويه اي خاص مثلاً از بالا مشاهده مي كنند اما افرادي هم هستند كه مي توانند كاملاً از بدن خود خارج شوند و به منطقه اي ديگر بروند البته توجه داشته باشيد كه در اين حالت بدن اين افراد در محلي ثابت است مثلاً در اتاق يا در حال خواب

4-Psychometry سايكومتري يكي از نمونه هاي جالب و كاربردي پديده هاي فرارواني مي باشد كه به عنوان يكي از تكنيكهاي عملي جادوگري در قديم نيز شناخته شده بوده است در اين تكنيك فرد سايكومتريست با لمس يك شي مي تواند به تاريخچه آن شي آگاهي يابد از اين تكنيك در اداره پليس لندن بسيار استفاده مي شود به اين صورت كه اين افراد با لمس يكي از اشيا مربوط به يك شخص گمشده محل او را پيدا مي كنند و يا با لمس آلت قتل صحنه قتل را مشاهده مي كنند سايكومتري آم چنان شايع و فراگير است كه به هيچ وجه قابل انكار نيست و به نوعي حديث متواتر است

5- Telepathic Receiver  تله پاتي يكي از شرايط كاملاً شناخته شده است كه فكر نكنم احتياج به توضيح داشته باشد

6- Medium Channel  به افرادي گفته مي شود كه رابطه مستقيم بين يك فرد زنده و يكي از اقوام و يا آشنايان او مي شود كه مرده است البته در بين افرادي كه داعيه مديوم بودن دارند افراد شارلاتان و شياد بسيار زياد هستند و نمونه هاي واقعي اين افراد نيز كم نيستند .

7- ouja Board AutoRighting در اين تكنيك يك نفرد قلمي در دست مي گيرد و بي اراده مطالبي را
مي نويسد كه مي توانند در باره موضوع خاصي باشند گفته در قديم گفته مي شد كه اين متون توسط ارواح نوشته مي شود اما ما مي دانيم كه ارواح قدرت ايجاد حركات مادي را ندارند بلكه اين متون عموماً از ضمير ناخود آگاه شخص نويسنده نشات ميگيرند .

8-Precognition پيش گويي آينده داراي تاريهچه طولاني و قدمت بسيار است سرخپوستان آمريكاي شمالي همچنين ماياهاي آمريكاي جنوبي ، پيشگويان چيني و حتي پيشگويان اروپايي نمونه هاي تاريخي اين تكنيك هستند بايد توجه كنيم پيشگويي آينده در واقع كاري عجيب و غير طبيعي نيست بلكه فقط استخراج اطلاعاتي است كه در ضمير ناخودآگاه پيش گو ذخيره هستند در نوع ديگري از پيش گويي ، پيش گو سعي مي كند ذهن خود را خاموش كند و به اين ترتيب يك محيط خلا اطلاعاتي ايجاد كند تا بتواند اطلاعات سرگردان در شبكه هاي اطلاعاتي جهان را جذب كند دقيقا مانند يك محيط خلا كه هوا را مكش مي كند .

9- Retrocognition اطلاع از گذشته نيز همانند اطلاع از آينده با استفاده از تكنيك هاي ايجاد خلا فكري و خاموش كردن ذهن براي هر فردي قابل دسترسي خواهد بود

نكته : آيا مي توان به تكنيكها ونيروهاي ذكر شده دسترسي پيدا كرد ؟

پاسخ : اگرچه استعداد ذاتي در استفاده از اين تكنيكها و نيروها موثر است اما روشها و تمرينهايي وجود دارند كه مي توانند يك انسان معمولي را به يك مديوم ،يك پيش گو و به زبان سده تر به يك جادوگر تبديل كنند اين تمارين معمولاً مبتني بر روشهايي براي ايجاد خلا فكري ، حاموش كردن ذهن . دسترسي به شبكه هاي اطلاعاتي جاري در بدنه هستي مي باشد و هركسي مي تواند از اين روشها استفاده كند و با استفاده ازاين تكنيكها زندگي بهتري را براي خود ايجاد كند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:43  توسط ميلاد حكيم | 

هيپنوتيزم چيست؟
هيچيك از حالات هوشياري دگرگون به اندازه هيپنوتيزم بحث برانگيز نبوده است .حالت هيپنوتيزم را مي توان حالت پاسخدهي شديدي دانست كه هيپنوتيزم كننده در يك شخص ايجاد مي كند . هيپنوتيزم كه زماني در زمره امور غيبي واسرار آميز به حساب مي آمد اينك در قلمرو بررسي هاي علمي دقيق قرار داردو مثل ساير حوزه هاي پژوهشهاي روانشناختي در اين زمينه نيز مجهولاتي وجود دارد. تعريفها و توجيهات مختلفي در اين زمينه وجود داردكه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
? تئوري تلقين پذيري مفرط
رابطه مستقيمي بين تلقين و هيپنوتيزم پذيري وجود داردهرچه شخص تلقين پذيرتر باشدسريعتر وكاملتر هيپنوز مي گردد.در حالت هيپنوز تمركز نسبت به تلقين يا مطلب خاصي زيادتر مي گرددودامنه توجه به تلقين يا كلمات هيپنوتيزور شديدتر مي گردد.
? تئوري طرد نسبي
طبق اين نظريه انسان داراي دو ضمير آگاه وناخود آگاه است. ذهن ناخوداگاه انسان قادر به استدلال استقرايي نيست وفقط به صورت قياسي به تفكر و نتيجه گيري مي پردازد. اين دو ذهن يا ضمير در هر شرايطي دركالبد فرد وجود دارد. در حالت هيپنوز ذهن خودآگاه مجبور به عقب نشيني مي گرددتا ذهن ناخود آگاه باپيشروي جانشين آن گردد. درنتيجه استدلال فرد درحالت هيپنوز قياسي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 23:20  توسط ميلاد حكيم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ به صورت تخصصی به بررسی مسائل مرتبط با متافیزیک و فراروانشناسی می پردازد از تمامی علاقمندان به علوم ماورا دعوت می شود مطالب را مطالعه کنند صاحبان وبلاگ ها در صورت تمایل به تبادل لیتک یا لوگو لطفا آدرس وبلاگ خود را در بخش نظرات درج کنند با تشکر مدیریت وبلاگ
آدرس های دیگر وبلاگ:
www.fara-ravan.coo.ir
www.fara-ravan.orq.ir

پیوندهای روزانه
طب قرآنی
طب ایرانی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آرشیو موضوعی
سیستم هوشمند ارتباطات فراروانی
هیپنوتیزم چیست؟
قدرت مافوق طبيعي انسان(ضمير ناخودآگاه
آتلانتيس
همه چیز درباره عجایب هفتگانه
ریکی
هندسه مقدس
تجربه نزديك مرگ
ساحري ... فراروانشناسي از رويا تا علم !
درمان بوسیله گیاهان
جن و شيطان
ادراك فراحسي
هومیوپاتی چیست؟
درمان
فرق مانيه تيزم و هيپنوتيزم
عشق عاقبت ننگی داشت
پیوندها
ايساتيس
آموزش هيپنوتيزم
كتابخانه ي ديجيتالي فارسي
نيروهاي اسرار آميز وجود انسان
علوم متافيزيك و فراحسي
و خداوند كيمياگر را آفريد
دست نوشته هاي يك جادوگر
انجمن متافیزیک راه میان بر
گياه درماني ويژه بيماريهاي اعصاب
درمان و قانون
متافيزيك
طب و قانون
قرآن و قانون
 

 RSS

طراح قالب
دیجیتال کیوان