آينده نگري شامل كسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده ميباشد كه به احتمال قوي از لحاظ شرعي اشكال دارد (در برخي منابع مجاز و در برخي ديگر تحريم شده است). آينده نگري به نسبت ساير مقولات مشابه، بيشتر با اوهام و خرافات آميخته شده است، ولي از ديد برخي دانشمندان فراروانشناسي و متافيزيسينها يك واقعيت علمي ميباشد. مداركي نيز جهت اثبات تجربي اين مقوله موجود است. البته شكي در اين نيست كه خداوند عليم برخي از اطلاعات را كه صلاح بداند از آينده و يا از عالم غيب به دل بندگان صالح خود الهام ميكند.
سايكوكنسيس عبارت از حركات اجسام در اثر نيروهاي روان ميباشد، تلهكنسيس به معني حركت اشياء از فاصلة دور و بدون دخالت نيروهاي فيزيكي است. اين پديدهها هر چند عملي است ولي بسيار مشكل است و به تمرينات فراوان نياز دارد. صرف دست يافتن به اين تواناييها از لحاظ معنوي و روحاني ارزش چنداني ندارد، پس بهتر آن است كه انسان بجاي اتلاف وقت در راه دست يابي به اين مقولات، اوقات خود را صرف خودشناسي و خودسازي نمايد.
روشن بيني به معني دريافت و رؤيت اطلاعات بدون استفاده از چشم معمولي است، كه اين امر از طريق چشم سوم صورت ميگيرد. چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده ميشود و جايگاه آن در كالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيكي است، شاعر نيز به همين امر اشاره دارد، آنجا كه ميگويد (چشم دل باز كن كه جان بيني ــ آنچه ناديدنيست آن بيني). شايد اين كلام گهر بار امام صادق (عليهالسلام) نيز به اين مطلب اشاره داشته باشد، كه ميفرمايند:«همانا شما را نوري است كه به وسيلة آن در دنيا شناخته ميشويد و هرگاه يكي از شما برادرش را ديدار كرد، محل نور را در پيشاني او ببوسد.»
برخي دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام و اشراق و وسيلهاي براي ارتباط موجودات با يكديگر در جهان هستي ميباشد. از طريق آجنا ميتوان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مكاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. حضرت امام باقر (عليهالسلام) ـ آن شكافندة علوم ـ دربارة آيه“و كذلك نري ابراهيم …” ميفرمايند:«به چشم او (حضرت ابراهيم عليهالسلام) چنان نيرويي داده شد كه در آسمانها نفوذ كرد و آنچه را در آنهاست مشاهده كرد و عرش و آنچه را بالاي عرش است و زمين و آنچه را زير زمين است ديد.»
تمركز بر آجنا باعث توسعة آگاهي و دست يافتن به قدرتهاي رواني و فرارواني ميشود. نبايد فراموش كرد كه صرف دست يافتن به اين نيروها كرامت محسوب نميشود، بلكه كرامت آن است كه انسان اين تواناييها را با نور ايمان مزين نمايد و در صدف ايمان محافظت كند، كه ايمان نيز علاوه بر حفظ آن باعث تقويت و توسعة آن ميشود. مولي الموحدين حضرت علي (عليهالسلام) ميفرمايند:«همانا تقواي خدا داروي درد قلبهاي شماست و بينا كنندة كوري دلهايتان…» انديشيدن، تفكر، سكوت، تنهايي، گريستن و تقوا از جمله عوامل مؤثر بر گشودن چشم دل است. مبين آن اينكه حضرت امام صادق (عليهالسلام) ميفرمايند:«روشنايي دل را جستم و آن را در انديشيدن و گريستن يافتم …) و حضرت علي (عليهالسلام) ميفرمايند:«بسيار خموشي گزين تا انديشهات بارور شود و دلت روشنايي گيرد …» البته تكنيكهايي نيز جهت گشودن چشم سوم در مكاتب اسرار آمده است كه دور از واقعيت نيست ولي قرار گرفتن در مسير معنوي و الهي از اين طريق جاي تأمل دارد.
مقولاتي كه ذكر شد تنها بخش اندكي از توانائيهاي خارقالعادة انسان است، آيا اينگونه مسائل انسان را به سوي تفكر هدايت نميكند؟ تابيشتر درمورد خويش و خالق خويش بينديشد؟ انسان را از آن جهت انسان ناميدهاندكه دچار نسيان و فراموشي شده، عهد خود را با خداي تبارك و تعالي فراموش ميكند. به راستي چه وقت انسان ميخواهد دست از نسيان بردارد و چشم خويش را برآنهمه شگفتيهاي جهان هستي كه خود نيز جزئي از آن است بگشايد؟ كي وقت آن خواهد رسيد كه ذكر جايگزين نسيان شود؟